تبليغاتX
یک روز قشنگ بارانی

یک روز قشنگ بارانی

کتاب زیر آفتاب خوش خیال عصر    نوشته:جیران گاهان

خلاصه داستان:این کتاب داستان دختری یهودی به نام مونا را روایت می کند که به خاطر ازدواج با پسری مسلمان(شهریار) تغییر دین می دهد و مسلمان می شود.اما در ادامه نمی تواند پیوند هایی که با مذهب قبلی خود داشته را پاره کند. این خط اصلی داستان است.

این کتاب را فقط به علت اینکه برنده جایزه گلشیری شده بود برای خواندن انتخاب کردم.اما کتاب به نوعی بود که حتی اگر تا پایان عمرم هم آنرا نمی خواندم چیزی از دست نمی دادم.کتاب هم, کتاب های قدیم؛ جایزه هم جایزه های ...

نمی توان بی انصافی کرد کتاب نثر خوبی دارد . جملات با فکر و دقیق نوشته شده اند .اما پرشهای زمانی مناسبی ندارد و این پرشها خوب جا نیفتاده اند. کلیت داستان متمرکز نیست و در پایان با کلی انتظار برآورده نشده از نویسنده  و داستان کتاب را می بندید.

 

کتاب خواب با چشمان باز        نوشته :ندا کاووسی فر

این مجموعه داستان را هم به همان علت که در بالا گفتم برای خواند انتخاب کردم و این کتاب جز 3کتابی که تا الان نصفه نیمه رها کردم قرار گرفت(چون معمولا تا آخرین حد سعی در تحمل و به پایان رساندن کتاب ها دارم)منظور از نصفه نیمه  این نیست که دو تا داستان خواندم و رهایش کردم نه, بعضی از داستانها را هر چه کردم نتوانستم ادامه دهم و پریدم چند صفحه جلو تر و داستان دیگری را شروع کردم.الان که می خواستم این مطلب را بنویسم کلی تلاش کردم و تنها توانستم دو تا از داستانهای کتاب را به خاطر بیاورم و این برای یک مجموعه داستان نقطه ضعف است.این کتاب را هم دوست نداشتم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 فروردین1391ساعت   توسط الهام علیزاده  | 

هر سالی که تمام میشه هم خوبی داره هم بدی امیدوارم سال 91 که خواست تمون بشه و ما خواستیم 92 رو جشن بگیریم مدام خوبی های 91 بیاد تو ذهنمون

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  شنبه 5 فروردین1391ساعت   توسط الهام علیزاده  | 

The Artist

  ساخته: مایکل هازناویسوس         با بازی :ژان دوژاردن  و برنیکو بجو

 

فیلم داستان زندگی بازیگر سینمایی در دوره سینمای صامت است که دوره اوج او همزمان می شود با ورود سینمای ناطق . او با این تغییرات کنار نمی آید واین سیل تغییرات که به سرعت براه افتاد کم کم او  را کنار می گذارد. او در زمان اوجش مسبب حضور و ورود  بازیگر زنی به سینما می شود و در دوره سینمای ناطق همان زن به یک ستاره تبدیل می شود وبه جایگاهی می رسد که او در سینمای صامت داشته است که فیلم در ادامه به زندگی این دو می پردازد.

فیلم یک شروع طوفانی دارد مطمئنا اکثر ما از قبل میدانستیم که باید به تماشای یک فیلم صامت بشینیم و این سوال برای ما مطرح می شد که در این روزگار که ما به کلی صدا و افکت وجلوه های ویژه عادت کرده ایم مگر می شود یک فیلم صامت را تا پایان تحمل کرد و حتی از آن لذت هم برد؟ شروع فیلم خیلی جذاب  است و کلی کشش دارد همین نوع اغراق شده حرکات دست و صورت بازیگر (که البته باید به قدرت فوق العاده ژان دوژاردن اشاره کرد و اسکار را حق مسلم او دانست)اگر کنترل شده نبود از همان ابتدا می توانست کلک فیلم را بکند و تماشاگر را از ادامه دیدن منصرف کند؛اما کارگردانی که این خطر را به جان خریده که فیلم صامت و سیاه و سفیدی بسازد باهمه ی  تلاش بر روی تمام جزییات از بازی گرفته تا طراحی صحنه کار کرده  وموفقیت اورا می توان در ریسک او در انتخاب دو بازیگر بسیار خوب والبته غیر هالییودی دانست.در کل او  توانسته یک کار خوب ارائه دهد که به راستی لیاقت  این جایگاهی که به آن رسیده را دارد.

روایت دوره ی افول این ستاره سینما و بی چیزی و بیچارگی وافسردگی  و بقیه حالات او کاملا قابل پیش بینی و به نوعی تکراری است . حتی عشق دختر به مرد بازیگر و نوع واکنشها و عکس العمل های او نیز تازه و بدیع نیستند. نکته در جای دیگری است در طول فیلم ما اصلا با زندگی دو بازیگر که یکی به پایان رسیده و دیگری تازه در اول راه قرار دارد روبرو نیستیم . این دو هر کدام نماد اند یکی نماد سینمای صامت و دیگری نماد سینمای ناطق( یا حتی می توان آن را به سینمای امروز جهان با تمام تکنولوژی  و فناوری اش بسط داد). با توجه به این دو نماد  می توان گفت که سینمای امروز (سینمای ناطق ) در هر وضعیت و جایگاهی که باشد باز مدیون سینمای صامت است و بدون وجود او هرگز به اینجا نمی رسید .شاید سرمایه گذاران و سیاست مداران سینمایی این نکته را ندانند و یا فراموش کرده باشند اما فعالان واقعی سینما این را بخوبی می دانند و هر لحظه بدان فکر می کنند (دلیل این مدعا  ساخت دو فیلم مطرح سال یعنی هوگو و آرتیست درباره سینمای صامت  یا بهتر بگویم اصل اولیه سینما و روزها ی اولیه ی  رشد آن است).و بخشی پایان فیلم بسیار عالی است این حمایت و تلاش زن که سعی می کند با همکاری دو نفره  در یک پروژه سینمایی جانی دوباره به مرد دهد و در عین حال ادای دینی به او کرده باشد رامی توان قصد نهایی فیلم ساز دانست و کاره دو نفره آنها را می توان بهترین پایان ممکن برای فیلم  دانست

پی نوشت :ببخشید فونت نصف مطلبم بهم ریخت امتحان کردم درست نشد منم بیخیالش شدم

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 اسفند1390ساعت   توسط الهام علیزاده  | 

شاید برای خیلی از ایرانی ها این تصور دور از انتظار نبود که فیلم جدایی نادر از سیمین برنده جایزه بهترین فیلم خارجی اسکار بشه و اما امروز روزی است که این فکر , رویا و تصور به واقعیت رسیده و ما با خوشحالی می توانیم به آینده خیلی بیشتر  امیدوار باشیم.

درست است که من اینجا از فیلم جدایی... چیزی ننوشتم چون من درباره الی را بیشتر از این فیلم دوست دارم و ناخود آگاه در ذهنم به مقایسه این دو می پردازم در صورتی که فقط کارگردان این دو فیلم یکی است و کلا در دو فضای متفاوت اتفاق می افتند و من چون با گارد به دیدن این فیلم رفتم هنوز نمی توانم مطلبی درباره اش بنویسم پس فقط به تبریک و داشتن حسی سرشار از امید به آینده این مطلب را تمام می کنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 اسفند1390ساعت   توسط الهام علیزاده  | 

اول از همه به اصغر فرهادی

و

دوم به تمام فیلم دوستان

چرا؟ بخاطربردن جایزه گلدن گلوب توسط اصغر فرهادی

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت   توسط الهام علیزاده  | 


RANGO

انیمیشنی ساخته :  گور وربینسکی            با صدا پیشه گی: جانی دپ به جای رنگو

رنگو داستان یک مارمولک خانگی است که به علت یک حادثه در یک مکان بیابانی  پر از ماجرا قرار می گیرد و اینجا که تصمیم می گیرد چه کسی باشد و حتی چه نامی داشته باشد.

ساموئل بکت در جایی گفته :هیچ داستان تازه ایی برای گفتن وجود ندارد فقط نوع روایت است که جدید است .

این گفته در مورد اکثر فیلم و کتابها صدق می کند و به طور صد درصد در مورد رنگو .رنگو داستان تازه و عجیب و غریبی ندارد اما با شخصیت هایی که دارد کشش خوبی بوجود می آورد که ما تا لحظه ی آخر داستان را رها نکنیم . داستان پر از شخصیتهایی است که با توجه به ماهیت وجودیشان(چون هر شخص یک حیوان است)یک شغل و یک خصوصیت و یک توانایی دارند که در مسیر داستان به کمک آن کاری هر چند کوچک انجام می دهد و انتخاب آنها کاملا با دقت و وسواس همراه بوده ،رنگو روایتی است پر از جزئیات ؛و همین جزئیات است که رنگو را دلچسب و متفاوت می کند حتی با اینکه بعضی از شخصیتهایش ،مثل خود رنگو ،ظاهر دلچسبی ندارند اما شخصیت پردازی مناسب آنها جای خالی این زیبایی ظاهری را پر می کند.

با اینکه رنگو را با دوبله فارسی دیدم اما پیش بینی اینکه جانی دپ در انیمیشنی صدا پیشه است پس آن نقش چگونه است کاملا درست از آب در آمد و با توجه به اینکه کارگردان این کار همان کارگردان فیلمهای دزدان دریایی کارائیب است نقش رنگو (جانی دپ) خیلی به جک اسپارو شبیه بود ولی این شباهت آزار دهنده نبود. چون در جایی مخصوصا زمان تنهایی رنگو و در زمان سرگشتگی اش این تفاوت و استقلالش نسبت به جک اسپارو به چشم می آمد.

+ نوشته شده در  جمعه 4 آذر1390ساعت   توسط الهام علیزاده  | 

آدم ها ،نوشته :احمد غلامی

کتاب پر است از داستان زندگی آدم های متفاوت،آدم هایی که روزانه ما با آنها مواجه می شویم و به راحتی از کنار آنها ، زندگی آنها و حتی تاثیری که هر کدام از آنها بر روی ما می گذارند رد می شویم اما احمد غلامی با نثری ساده ،زیبا و روان به شرح زندگی آدم ها می پردازد.

کتاب از نظر نوشتار بسیار روان است - اگر به کتاب و نویسنده آن توهین نشود -- می توان گفت بسیار خوش خوان است؛ چون خواننده سریع با آن ارتباط برقرار می کند و مشتاق است از زندگی سایر آدم ها مطلع شود.در بعضی روایت ها کلی جنبه داستانی وجود دارد که به طور قطع می توان به عنوان یک داستان کوتاه خوب و عمیق با آن برخورد کرد ولی در بعضی مواقع نوشته ها رنگ گزارش گونه به خود گرفته و انگار نوسنده فقط خواسته ادای دینی به آن آدم انجام دهد و البته مهم ترین بخش این کتاب همان جنبه خلاقیت نویسنده ، برای این گونه نوشتن است. با خواندن این کتاب حسی از تحسین و حسادت در من خواننده ایجاد می کند که اولا نوشتن چقدر راحت می تواند باشد تنها باید کارت را خوب بدانی و دوما اینکه چرا من تا به حال به فکر نوشتن از آدم ها ( راحترین و دم دست ترین سوژه برای نوشتن )نیافتاده ام.

+ نوشته شده در  جمعه 8 مهر1390ساعت   توسط الهام علیزاده  | 

Remember me

این فیلم نه یک فیلم هنری است، نه یک فیلم خیلی خاص ،این یک فیلم خیلی معمولی است که تازه به نوعی هم شاید سفارشی هم باشد اما این فیلم عجیب به دل من نشست و خلاصه کلی گریه کردم (گریه هام شاید به خاطر شرایط خاصی بود که در آن قرار داشتم درست نمی دانم)اما از گریه کردن هم کلی لذت بردم .

فیلم داستان زندگی خانواده 5 نفری است که با خودکشی پسر بزرگ آن به نوعی  به هم می ریزد و روابط همه  افراد تیره تار می شود. تنها در این میان شاید روابط خوبی بین پسر جوان  فیلم ( که البته شخصیت اصلی فیلم هم هست )و خواهر یازده ساله اش برقرار است که هر دو تنها و به نوعی بسیار آدم های خاصی هستند ( روابط بین این دو خیلی به روابط خواهر و برادر کتاب ناطور دشت اثر سالینجر  نزدیک است ) فیلم راجع به زندگی و روابط انسانی است و اثری که هر یک از در زندگی بر روی خانواده و اطرافیانمان می گذاریم . شاید حرف فیلم درست باشد و تک تک ما  به خیلی از مسایل زندگیمان باید دوباره نگاه کنیم و درستش کنیم البته تا دیر نشده.

اشاره مستقیم فیلم به حادثه یازدهم سپتامبر بااینکه نتایج خوبی برای آن افراد در پی دارد اما خیلی تلخ است و واقعا آن لحظه بود که دیدم در تمام آن سالها ما بیرون گود نشستیم و گفتیم : نچ نچ عجب اتفاقی افتاد بدون اینکه ذره ای احساس همدردی با آن آدمها و با آن ملت داشته باشیم.( این جمله آخری یک شعار خالص و ناب بود )

+ نوشته شده در  جمعه 7 مرداد1390ساعت   توسط الهام علیزاده  | 

 

سالی دیگر ساخته ی مایک لی

فیلم داستان زوجی در حدودا بالاتر از میان سالی را روایت کند داستان زندگی آنها و داستان دوستان و وابستگان آنها .

فضای فیلم ابتدا کمی سرد است و فیلم به نظر کسل کننده می آید  اما با پیشرفت داستان و شناخت شخصیتها متوجه می شوید چقدر این شخصیتها برایتان آشنا هستند و انگار در همین خانه ی بغلی شما زندگی می کنند و شما سالهاست که نسبت به آنها شناخت دارید.

 زندگی زوج  اصلی فیلم حسادت هر فردی را  بر می انگیزند زیرا هر دو به آرامشی در زندگی رسیده اند که نمی توان منکر آن شد و ما شاهد یک سال از زندگی آنها هستیم. زندگی آنها مثل هر زندگی دیگری کم و بیش شامل اتفاقات زیر و درشت است اما آرامش این دو است که حوادث را هدایت می کند و در نهایت این دو راه خود را می روند کاری که اکثر ما در مواجهه با حوادث نمی توانیم انجام دهیم.البته فیلم نشلن می دهد که کسانی به این مرحله می رسند که همیشه درک درستی نسبت به خود و شرایط خود در زندگی داشته باشند و با قبول تغییرات است که می توان موفق بود.

فیلم مدتهاست که ذهن مرا در گیر کرده است شما چطور ؟

+ نوشته شده در  جمعه 24 تیر1390ساعت   توسط الهام علیزاده  | 

  

 

بدون لهجه خندیدن :نوشته فیروزه جزایر دوما

 اگر کسی کتاب اول این نویسنده یعنی عطر سنبل عطر کاج را خوانده باشد حتما الان لبخندی گوشی لبش نشسته است و می داند چه می گویم اما به تمام کسانی که آن کتاب را خوانده اند و لذت برده اند چند توصیه  ی کو چک دارم:

1_ گول نخورید  چون این کتاب اصلا شبیه آن یکی نیست .

2_ اجازه ندهید در این وا نفسای گرانی کتاب وسوسه شما را به سمت این کتاب بکشاند چون فقط در صورت مجانی بودن ارزش دارد به وسوسه تان پاسخ بگویید.

3_ مطمئن باشید بعد از خواندن کتاب با خودتان می گویید چه بلایی سر نویسنده آمده است ؟ نگران نباشید او فقط در انتخاب خاطرات و آدمها اشتباه کرده است فقط همین.

4_دیگر توصیه ای نیست بجز سلامتی شما.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 تیر1390ساعت   توسط الهام علیزاده  |