The Artist
ساخته: مایکل هازناویسوس با بازی :ژان دوژاردن و برنیکو بجو
فیلم داستان زندگی بازیگر سینمایی در دوره سینمای صامت است
که دوره اوج او همزمان می شود با ورود سینمای ناطق . او با این تغییرات کنار نمی
آید واین سیل تغییرات که به سرعت براه افتاد کم کم او را کنار می گذارد. او در زمان اوجش مسبب حضور و
ورود بازیگر زنی به سینما می شود و در
دوره سینمای ناطق همان زن به یک ستاره تبدیل می شود وبه جایگاهی می رسد که او در
سینمای صامت داشته است که فیلم در ادامه به زندگی این دو می پردازد.
فیلم یک شروع طوفانی دارد مطمئنا اکثر ما از قبل میدانستیم
که باید به تماشای یک فیلم صامت بشینیم و این سوال برای ما مطرح می شد که در این
روزگار که ما به کلی صدا و افکت وجلوه های ویژه عادت کرده ایم مگر می شود یک فیلم صامت
را تا پایان تحمل کرد و حتی از آن لذت هم برد؟ شروع فیلم خیلی جذاب است و کلی کشش دارد همین نوع اغراق شده حرکات
دست و صورت بازیگر (که البته باید به قدرت فوق العاده ژان دوژاردن اشاره کرد و
اسکار را حق مسلم او دانست)اگر کنترل شده نبود از همان ابتدا می توانست کلک فیلم
را بکند و تماشاگر را از ادامه دیدن منصرف کند؛اما کارگردانی که این خطر را به جان
خریده که فیلم صامت و سیاه و سفیدی بسازد باهمه ی تلاش بر روی تمام جزییات از بازی گرفته تا طراحی
صحنه کار کرده وموفقیت اورا می توان در
ریسک او در انتخاب دو بازیگر بسیار خوب والبته غیر هالییودی دانست.در کل او توانسته یک کار خوب ارائه دهد که به راستی
لیاقت این جایگاهی که به آن رسیده را
دارد.
روایت دوره ی افول این ستاره سینما و بی چیزی و
بیچارگی وافسردگی و بقیه حالات او کاملا
قابل پیش بینی و به نوعی تکراری است . حتی عشق دختر به مرد بازیگر و نوع واکنشها و
عکس العمل های او نیز تازه و بدیع نیستند. نکته در جای دیگری است در طول فیلم ما
اصلا با زندگی دو بازیگر که یکی به پایان رسیده و دیگری تازه در اول راه قرار دارد
روبرو نیستیم . این دو هر کدام نماد اند یکی نماد سینمای صامت و دیگری نماد سینمای
ناطق( یا حتی می توان آن را به سینمای امروز جهان با تمام تکنولوژی و فناوری اش بسط داد). با توجه به این دو
نماد می توان گفت که سینمای امروز (سینمای
ناطق ) در هر وضعیت و جایگاهی که باشد باز مدیون سینمای صامت است و بدون وجود او
هرگز به اینجا نمی رسید .شاید سرمایه گذاران و سیاست مداران سینمایی این نکته را
ندانند و یا فراموش کرده باشند اما فعالان واقعی سینما این را بخوبی می دانند و هر
لحظه بدان فکر می کنند (دلیل این مدعا ساخت دو فیلم مطرح سال یعنی هوگو و آرتیست
درباره سینمای صامت یا بهتر بگویم اصل
اولیه سینما و روزها ی اولیه ی رشد آن
است).و بخشی پایان فیلم بسیار عالی است این حمایت و تلاش زن که سعی می کند با
همکاری دو نفره در یک پروژه سینمایی جانی
دوباره به مرد دهد و در عین حال ادای دینی
به او کرده باشد رامی توان قصد نهایی فیلم ساز دانست و کاره دو نفره آنها را می
توان بهترین پایان ممکن برای فیلم دانست
پی نوشت :ببخشید فونت نصف مطلبم بهم ریخت امتحان کردم درست نشد منم بیخیالش شدم